تبلیغات
خدایا با توام حواست کجاست؟ - 89
 
خدایا با توام حواست کجاست؟
درباره وبلاگ


من منم برای خودم همین کافیه اما برای شما که کافی نیست پس باید بدونید وارد زندگیه چه کسی شدید،چون از این به بعد این صفحه تنها یه صفحه عادی نیست،قراره بشه من و همه زندگی من،خاطراتم، عقایدم، و هر موضوع روزی که توجه منو جلب کنه
**********************************
نظر دهی توی وبلاگ من آزاده چون دوست دارم هر کسی هر نظری داره راحت بگه حتی اگر برخلاف من باشه که در اون صورت چنانچه دفاعی از خودم داشته باشم جواب میدم. وهمینطور هر حرفی نشون دهندۀ شخصیت و افکار یه آدمه هرچند توی دنیای مجازی باشه ولی بهتره طوری حرف زده بشه که در چهارچوب موازین اخلاقی باشه و حرمت ها حفظ بشه
*********************************
جواب نظرِ هر کسی همین جا داده میشه. پس بی زحمت دوباره یه سر بزنید
*********************************
گاهی مطالبی رو رمزدار منتشر می کنم که رمز اونها یا اسم وبلاگمه یعنی godforme یا چیز دیگه ای که اگه خودم بخوام براتون ارسال می کنم پس درخواست گرفتن رمز رو نکنید
*********************************

مدیر وبلاگ : حسابدار بیچاره
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
هـمین کــه هستے ...

هَمیــن کـه لابـلاےِ کلمـاتَم نفَــــــس مـیکشی ...

راه مـیروی ، در آغـــــــوشَم میگیـری ...

هَمــین کــه پـــــناهِ واژه هـایم شُـده ای ...

هَمین کـه ســــــــــایـه اَت هست ...

هَمین کـه کــلماتَم از بی "تـــ ــ ــ ــ ــ ــو " یی یَـتیـم نشده اَند ،

کافیست برای یک عُمـــــر آرامـش ؛

بــــــــــاش ...

حتی همین قدر دور...

حتی هَمیـــــن قــدر دَست نیـــــــــــافتنی!



+نتیجه ی ارشد فردا میاد و حمید برای گرفتن شماره داوطلبیش بهم SMS داد!
 فعلا نمی تونم حرف بزنم...





نوع مطلب : نمیدونم! شاید...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
شنبه 18 شهریور 1391
حسابدار بیچاره
دوشنبه 30 مرداد 1396 11:55 ق.ظ
I was curious if you ever considered changing the structure of your website?
Its very well written; I love what youve got to say. But maybe
you could a little more in the way of content so people could connect
with it better. Youve got an awful lot of text for only having one or two pictures.
Maybe you could space it out better?
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 07:11 ب.ظ
It's the best time to make some plans for the longer term and
it is time to be happy. I've learn this post and if I may just I want to
counsel you some fascinating issues or suggestions.
Maybe you can write subsequent articles relating to this article.
I desire to learn more things about it!
دوشنبه 28 فروردین 1396 04:12 ب.ظ
Thanks for ones marvelous posting! I quite enjoyed reading it, you happen to be a
great author.I will make sure to bookmark your blog and definitely will come back later on.
I want to encourage continue your great posts, have a nice
day!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:08 ب.ظ
Hiya very nice web site!! Man .. Beautiful .. Superb .. I will bookmark your website and take the feeds additionally?

I am satisfied to search out numerous useful information right here in the
publish, we want work out more strategies on this regard,
thanks for sharing. . . . . .
یکشنبه 26 شهریور 1391 02:54 ب.ظ
دوسداشتنت قابل تقدیر..کاش ارزششو داشت..شایدم داشته باشه!
حسابدار بیچاره فدات بشم. آره واقعا کاش ارزششو داشته باشه.. کاشششششششششششش
شنبه 25 شهریور 1391 11:37 ب.ظ
این خر هم از پل رد میشود
حسابدار بیچاره خر نه گاوِ استرالیاییه!!!
اینو چیکار کنم؟!
راستی چه عجب!!!!!!!!!
دوشنبه 20 شهریور 1391 07:47 ب.ظ
سلام
رفتار شیوا و پست 88 جنابعالی خاطر ما را مکدر کرد. برای شیوا بدجوی متاسفم و برای شما دعاگو. خواهر عزیزم شما با یاد اون نفر ، یادش را در خاطره شریفتان زنده نگه می دارید و این مشکل شماست. از او به خوبی یاد می کنید لذا نمی توانید دل بکنید. قضاوت من همان است که گفته بودم ولی نمی توانم دلایلش را بگویم ولی حداقل درصدی را قبول کن آدما با آن رویی که دوست می شوند یا نامزد هستند، زندگی نمی کنند اون آقاهه برای شما یک چیز است و برای سمیه چیز دیگر. اگر روزی رابطه دیگری باهم داشتید روی اون و البته روی شما این نبود. واضح تر از این نمی شه گفت.
حسابدار بیچاره سلام
چی بگم!
خودمم موندم تو کارِ شیوا!
اشتباه پشتِ پشت
حالا من اگه خطایی هم کرده باشم به کسی تعهدی ندارم ولی اون چی؟!
بهتون حق میدم که دلخور باشین.. خودمم از دستش ناراحتم و بیشتر از هر کسی میشناسمش اما خوب چاره ای ندارم چون اگه بخوام جلوش بایستم فقط ازم دور میشه و ممکنه اتفاقای بدتری بیفته
در موردِ خودمم حق با شماست
گاهی آدم میدونه داره میفته تو چاه اما بازم برای رفتن اصرار میکنه!
اینم جزءِ گزینه هاییه که زندگیِ منو مجهول کرده
دقیقا همینطوره...
همون طور که زندگی دو رو داره آدما هم دو رو دارن اما چطور میشه هر دو روی یه سکه رو هم زمان دید؟!
زمان لازمه تا بشه عمقِ وجودِ هرکسو شناخت!
یادمه خودش همیشه میگفت تو هنوز منو نشناختی چون رفتارمو تو خونه ندیدی.. شاید اون موقع ازم متنفر میشدی...
اما خداییش من همه ی اخلاقای بدشو به عینه دیدم اما بازم...
در مورد روی دیگه ی خودمم بازم حق با شماست.. با اینکه مبهم گفتین متوجه شدم... اونم دیگه میل با خودتونه که چطور قضاوت کنین!
دوشنبه 20 شهریور 1391 07:26 ب.ظ
سلام دوسی.خوبی؟
چرا پیشم نمیای و بهم سر نمیزنی؟؟؟
منتظرتم
حسابدار بیچاره سلام عزیزم
مرسی
شرمنده
درگیرم
در اسرع وقت میام خدمتت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر