تبلیغات
خدایا با توام حواست کجاست؟ - 85
 
خدایا با توام حواست کجاست؟
درباره وبلاگ


من منم برای خودم همین کافیه اما برای شما که کافی نیست پس باید بدونید وارد زندگیه چه کسی شدید،چون از این به بعد این صفحه تنها یه صفحه عادی نیست،قراره بشه من و همه زندگی من،خاطراتم، عقایدم، و هر موضوع روزی که توجه منو جلب کنه
**********************************
نظر دهی توی وبلاگ من آزاده چون دوست دارم هر کسی هر نظری داره راحت بگه حتی اگر برخلاف من باشه که در اون صورت چنانچه دفاعی از خودم داشته باشم جواب میدم. وهمینطور هر حرفی نشون دهندۀ شخصیت و افکار یه آدمه هرچند توی دنیای مجازی باشه ولی بهتره طوری حرف زده بشه که در چهارچوب موازین اخلاقی باشه و حرمت ها حفظ بشه
*********************************
جواب نظرِ هر کسی همین جا داده میشه. پس بی زحمت دوباره یه سر بزنید
*********************************
گاهی مطالبی رو رمزدار منتشر می کنم که رمز اونها یا اسم وبلاگمه یعنی godforme یا چیز دیگه ای که اگه خودم بخوام براتون ارسال می کنم پس درخواست گرفتن رمز رو نکنید
*********************************

مدیر وبلاگ : حسابدار بیچاره
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حتی یه لحظه درنگ هم جایز نیست!
انگار همه چی داره به ضررم تموم میشه.
                                                        ادامه مطلب

امشب درمونده و خسته از همه جا و همه چی به دست به دامن خدا شدم:
مگه تو نگفتی میخوای کمکم کنی؟ مگه تو نبودی که بهم قولِ روزای روشن تری رو داده بودی؟ پس کجان اون روزا؟ آره تو هنوزم ازم دلخوری و منو نبخشیدی! اما مگه خودت نگفتی نباید از رحمتت ناامید بشم؟ خودتم میدونی که من جز تو هیچ پناهی ندارم.پس بی پناهم نکن. منِ روسیاه هروقت از همه جا کم میارم میام سراغت. منِ روسیاه بودم که هر غلطی خواستم کردم بعدش گفتم منو ببخش. اما مگه نمیگن اگر صد بار توبه شکستی بازآ. خدای من، از رگ گردن به من نزدیک تر، ای کسی که هر روز اسمتو به رحمان و رحیم صدا میکنم، ای کسی که وقتی خواستن خونتو خراب کنن با یه سپاهِ کم دشمناتو متلاشی کردی، ای خدای توانای من که هیچی از قدرت تو خارج نیست؛ من به جز تو دردمو به کی بگم؟؟؟ منِ ضعیف به هر خیری که از جانب تو بهم برسه محتاجم.. تمامِ این آیه ها رو خودت فرستادی تا من عظمتتو درک کنم.مگه نه؟
پس الانم تنهام نذار. بزرگیتو بازم بهم نشون بده تا هر کی هرچی گفت من با غرور به خودم بگم هه، تو دربرابرِ خدای من عددی نیستی! از الان سرگردون تر کی بودم؟! از الان نیازمندتر کی بودم؟
خودت میدونی که چقدر به کمکت احتیاج دارم... پس کمکم کن.
نمیدونم فردا چی میشه.. نمیدونم قراره مقصر شناخته بشم یا نه؟ اصلا نمیدونم کسی برای مقصر نبودنِ احتمالیم ارزش قائل میشه یا نه! اما من اِبایی ندارم حتی اگه مقصر باشم. از اینکه بخوام اون جریمه رو پرداخت کنم هیچ نگرانی ای ندارم. چون بالاخره حقِ مردمو باید داد. اگه مقصر باشم حاضرم همه 3 میلیون رو بدم اما از کجاشو نمیدونم! همه میگن حق با تواِ اما خودم این حقو به خودم نمیدم. نگرانم. دلشوره ی عجیبی دارم. همش میگم نکنه دستِ اونم تو کاره. نکنه مثه اون وقتا که علیه بقیه توطئه میکرد الانم واسه خودم...؟؟ اگه اینجوری باشه که خیلی بده، چون اونوقت تو حتی به محرم رازتم رحم نکردی و به اونم از پشت خنجر زدی.. اما چطور می تونی اینقدر سنگ دل باشی؟ چطور می تونی اینقدر خشن باشی اونم نسبت به من؟ منِ شکستنی؟ منِ خسته و ناامید؟منِ تو؟ همونی که همیشه بهش میگفتی تو که مالِ خودمی!!
فقط دوست دارم یکی بزنه بهمُ بگه پاشو دیگه.. چقدر میخوابی؟؟ بعد بیدار شم ببینم یه سالُ اَندی خواب بودمُ فقط و فقط کابوس می دیدم!
خدایا من برای باورِ تلخیه آدما خیلی بچم.. بهم نشون نده، اگه حقیقتی هست بذار بمونه. من طاقتِ شنیدنشو ندارم به خودت قسم!! نمیخوام طعمِ این زهرو بچشم... نمیخوااااااااااااااااااام.
نمیخوام بدونم آدمی که اسطوره ی من بود برای خودم شمشیرُ از رو بسته..
خدایا اگه چیزی هست همین جا حلش کن.. نذار به باریکه بکشه. من آدم جنگجویی نیستم. اهلِ مبارزه نیستم. نمیخوامم سکوت کنم که بگن هه چه خر بود! خودت گفتی احقاقِ حق.. پس تنهام نذار.
اصلا تصمیم نداشتم اینا رو بنویسم اما اگه دردودل کنم یکم آروم میشم. یه اشکالاتی بیمه ی شرکت پیدا کرده که جریممون کردن. حدود سه میلیون. که مقصرشم منم اما همه ی تقصیرا هم گردنِ من نیست. اینو وقتی بهم گفتن که ازشون خواستم حقوقِ عقب افتاده ی پارسالمو بهم بدن. برام مهم نیست که حقوقمو بگیرم یا نه اما برام مهمه که وجه ی کاریم خراب نشه. برام مهمه که دستِ حمید پشتِ پرده نباشه. برام مهمه که باور نکنم اینکه حمید دیگه اصراری نکرد برای برگردوندن طلبی که ازش داشتم بخاطر این بوده! (
تو که می دونی نه اون پول نه هیچ چیزِ مادیِ دیگه ای که من بهت دادم و برات خرج کردم واسم مهم نبوده و نیست چون برای تو هم مهم نبود، چون من و تو با هم این حرفا رو نداشتیم، چون همون اندازه تو هم واسه من خرج کردی پس اون حرفت... نکنه بخاطر جریمه ی شرکت بود که...؟؟؟) آخه جریمه شرکت به اون مربوط نمیشه که! اگه هم قرار باشه کسی پرداخت کنه مدیر عامل از چکای دریافتیمون میده پس چرا حمید اون روز با اون لحن به مینا گفت: ما جریمه شدیم! که اون موقع  ... بیمه ها رو رد میکرده. حالا نمیگه اگه ما هم مثه همه ی شرکتای دنیا کارمون حساب کتاب داشتُ همین جوری از رو هوا نمی گفتیم فلانی حذف بشه یا نشه الان اینطور نمیشد. گیریم که من مقصرم تو چیکاره ای این وسط؟؟؟ تو چرا دخالت بکنی؟
فقط خدا خدا میکنم که تو نقشی نداشته باشی که این بار واقعا دنیا رو سرم خراب میشه.
اون اندازه ای که بابت این نگرانم بابت بدهکار بودن نگران نیستم.
حمید میشه یه خواهشی ازت بکنم؟؟ این یه بارو بهم ثابت کن مَردی. تو رو خداااااااااااااا
دیگه نمیخوام تو این یکی هم سرافکنده باشم. لااقل اونجوری میتونستم بگم مهم نیست که اون کی بوده و چیکار کرده مهم این بود که تو قلبِ من بود اما اینجوری من خوار میشم. جلوی خودم، جلوی دلم، جلوی تو.. خوار میشم که اینقدر بهت گفتم مَردِ من!!!یعنی تو همین اندازه هم نمیتونی مَردی کنی که اینجا بگم واقعا مَرد بود؟ اگه تو اونا رو علیه من شورونده باشی، چی؟! مگه چی عایدت میشه؟ جز اینکه منو به جرمی هم که نمیدونم چیه بیشتر درمونده کنی؟
بخدا هرچی که بود و نبود ،هر چی که داشتم و نداشتم مالِ تو بود. از پولم گرفته تا جونم که بهت ثابتم کردم. میدونم که اینا هیچ ارزشی برات نداشتن، میدونم که عُمرِمن که تو دستات حروم شد مهم نبود اما مگه گناهِ من چی بود که دلمو جاگذاشتم؟ تو همون آدمی هستی که حاضر بودی بخاطر من هرکاری بکنی؟؟؟؟ چرا دنیای منو بیشتر از این سیاه میکنی؟  بعدِ تو
برای من همه چی سیاه شد.. دیگه نذار باوری که ازت ساختم سیاه بشه. التماس میکنم...

من همون دخترم که همیشه میگفتی هیشکی به اندازه ی تو خوب نیست، مهربون نیست، ناز نیست، ماه نیست، تو خیلی گُلی....یعنی الان باید تاوانِ مهربونیامو پس بدم؟ چیو میخوای ثابت کنی؟؟ اینکه حق نداشتم برم؟؟؟ مگه میشد بمونم؟؟؟؟؟؟ مگه میتونستمو نموندم؟؟؟
توروخدا بذار اگه قراره تا آخرِ عمرم اشک بریزم بخاطر جداییمون باشه نه نامردی!
وای به من... اگه تو اونی نبودی که فکر میکردم.
فردا میرم اداره کار که بپرسم اشتباه از کی بوده و کی مقصره.خداکنه مشکلی باهاشون پیدا نکنم چون اصلا تحملِ این یکی رو ندارم..

+ پَر پَر شدنمو ببین و باور کن تا چه حد میتونم بمیرم و زنده باشم اونم فقط بخاطر تو! دست بکِش از منجلابِ زندگی من تا بیشتر از این غرق نشدم...

+ کاش وقتی گریه میکردم اشک از چشمام نمیومد.. اشک که تو چشمام جمع میشه دیگه هیچی نمیبینم جز سیاهی..

+ امشب من خدا رو به خداییش قسم دادم...

+ آ.آ.آ.آ.آ.آ.آ.آه.ه.ه.ه.ه.ه.ه




نوع مطلب : روزمرگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 8 شهریور 1391
حسابدار بیچاره
شنبه 2 اردیبهشت 1396 06:02 ب.ظ
Having read this I thought it was very informative.
I appreciate you spending some time and energy to put this informative article together.
I once again find myself personally spending way too much
time both reading and leaving comments. But so what, it
was still worth it!
یکشنبه 13 فروردین 1396 08:22 ب.ظ
Great article.
یکشنبه 12 شهریور 1391 11:31 ق.ظ
اوقاتمان محدود است

حسابدار بیچاره اوه
نیست که ما بیکاریم!!!!
شنبه 11 شهریور 1391 09:58 ق.ظ
سلام
ولی این یکی حال تو را درک می کنم. خودم دچارش شده ام. خدا به خیر کند. خبرم کن.
حسابدار بیچاره سلام
ممنون
اما شما چطوری؟ مگه شما هم حسابدارین؟
ان شاا... حتما
جمعه 10 شهریور 1391 12:00 ق.ظ
سلام عزیزم
تو شرایط بغرنجی قرار گرفتی..متاسفانه دور وزمونه ای شده که همه به فکر خودشون هستن تا جاییکه از مهربونی دیگران سوءاستفاده میکنن..
خودتو ناراحت نکن..امیدوار باش که همه چی به خوبی تموم شه و مشکلی پیش نیاد
حسابدار بیچاره سلام خانومی
امیدوارم عزیزم.. از درگاه خدا هیچ وقت ناامید نمیشم... میدونم که صلاحمو میخواد
پنجشنبه 9 شهریور 1391 01:11 ب.ظ
من هر موقع به این اندازه ناراحت میشم به چیزای بدترش فک میکنم بازم خدارو شکر که ازین بدتر نشده فعلا!
ایشالا درست میشه غصه نخور
حسابدار بیچاره امیدوارم!
خوبی عزیزم؟
پنجشنبه 9 شهریور 1391 10:05 ق.ظ
آدمای صادق فکر میکنن همه مث خودشونن...
ایشالله همه چی درس شه و خدا کمکت کنه...
حسابدار بیچاره حیف از صداقتم!
ممنون
ایشالا
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر