تبلیغات
خدایا با توام حواست کجاست؟ - 66
 
خدایا با توام حواست کجاست؟
درباره وبلاگ


من منم برای خودم همین کافیه اما برای شما که کافی نیست پس باید بدونید وارد زندگیه چه کسی شدید،چون از این به بعد این صفحه تنها یه صفحه عادی نیست،قراره بشه من و همه زندگی من،خاطراتم، عقایدم، و هر موضوع روزی که توجه منو جلب کنه
**********************************
نظر دهی توی وبلاگ من آزاده چون دوست دارم هر کسی هر نظری داره راحت بگه حتی اگر برخلاف من باشه که در اون صورت چنانچه دفاعی از خودم داشته باشم جواب میدم. وهمینطور هر حرفی نشون دهندۀ شخصیت و افکار یه آدمه هرچند توی دنیای مجازی باشه ولی بهتره طوری حرف زده بشه که در چهارچوب موازین اخلاقی باشه و حرمت ها حفظ بشه
*********************************
جواب نظرِ هر کسی همین جا داده میشه. پس بی زحمت دوباره یه سر بزنید
*********************************
گاهی مطالبی رو رمزدار منتشر می کنم که رمز اونها یا اسم وبلاگمه یعنی godforme یا چیز دیگه ای که اگه خودم بخوام براتون ارسال می کنم پس درخواست گرفتن رمز رو نکنید
*********************************

مدیر وبلاگ : حسابدار بیچاره
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
حال لیوانِ ترك خورده اى كه پر مى شود از چاى داغ را میفهمى؟؟؟
حال دلم اینگونه است...


این روزا حتی به زور حرف میزنم. از خودم تعجب می کنم!! خوبه لااقل نوشتن اختراع شد که هر وقت زبونت بند اومد درونت رو این طوری تخلیه کنی..
اما ترجیح میدم هم چنان سکوت کنم تا به قول یه وبی که یه روز خوندمش حرف های دلم اونقدر همدیگرو بزنند تا بمیرند


بعدا نوشتم: از امروز یه هم خونه دارم. یه آقا لاک پشت که خیلی هم شیطونه
. شیوا برام آوردش که تنها نباشم. انشاا.. این دفعه از این یکی خوب مراقبت می کنم که عاقبتش مثه اون 3تای قبلی جوون مرگی نباشه!
مرگِ سومی از همه دلخراش تر بود. دقیقا روزی مُرد که از حمید جدا شدم.اسمشم حمید بود، البته پیشِ شیوا گذاشته بودمش که مثلا بزرگش کنه و بعد بدش به خودم که اونم به دَرَک واصل شد.
حالا پیشِ خودتون نگین این چه دخترِ خُلیه! چیکارکنم خُوب؟! گاهی تنها چاره ی آدم برای پُر کردن تنهایی همینه دیگه




نوع مطلب : نمیدونم! شاید...، روزمرگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 20 تیر 1391
حسابدار بیچاره
چهارشنبه 21 تیر 1396 09:01 ب.ظ
Thanks for finally writing about >خدایا با توام حواست کجاست؟ - 66 <Loved it!
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 12:13 ب.ظ
This paragraph is in fact a good one it helps new the web viewers, who are wishing for blogging.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 11:19 ب.ظ
I could not refrain from commenting. Very well written!
پنجشنبه 31 فروردین 1396 08:42 ق.ظ
Interesting blog! Is your theme custom made or did you download it from
somewhere? A theme like yours with a few simple tweeks would really make my blog jump out.

Please let me know where you got your theme. Cheers
یکشنبه 1 مرداد 1391 11:49 ق.ظ
"حال لیوانِ ترك خورده اى كه پر مى شود از چاى داغ را میفهمى؟؟؟
حال دلم اینگونه است... "
جملت فوق العاده بود.حرفای دلم تو این یه جملت خلاصه شد.
حسابدار بیچاره اِی بابا.امان از دل ها!
پنجشنبه 22 تیر 1391 01:57 ب.ظ
سلام ..... جون جفت سیبیلای هیتلر تا گفتی لاکپشت یاد کارتون لاکپشتای نینجا افتادم که چند هفتست دارم میبینم !!!
حال روحیت هنوز داغونه ؟؟؟
حسابدار بیچاره کم نه!
دعا کن بهتر بشم
ممنون
پنجشنبه 22 تیر 1391 11:34 ق.ظ
به نظر من شما به اسم حمید آلرژی دارین.
ببخشید.
امیدوارم زود زود خوب شین.
حسابدار بیچاره نه اصلا آلرژی ندارم. اتفاقا خیلی هم این اسمو دوست دارم[رضایت]
اما این چند وقته اتفاقایی که تو زندگیم افتاد باعث شد اینطوری بشم
سه شنبه 20 تیر 1391 02:37 ب.ظ
اگر باور داشته باشیم که فردا روز بهتری خواهد بود

سختی امروز را آسانتر می توانیم تحمل کنیم . .
حسابدار بیچاره اما اگر این باورو نداشتیم چی؟
پس حتما همش میشه سخت.هم امروز هم فردا...
سه شنبه 20 تیر 1391 01:08 ب.ظ
حسابدار بیچاره ای جان
بیا تو بغلم
سه شنبه 20 تیر 1391 12:09 ب.ظ
شیش هفتا جکو جانور قتل عام کردی
نگوییم خل
حسابدار بیچاره
آخه من که کاریشون نداشتم.خودشون مُردن
سه شنبه 20 تیر 1391 03:13 ق.ظ
سلام
مرسی که بهم سر زدی
واقعاً مثل من لاک پشت دوست داری ؟؟؟
مراقب این یکی باش هاااااا
حسابدار بیچاره سلام
خواهش میکنم
بله که دوست دارم.خیلی هم دوست دارم
چشم حتما حواسم بهش هست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر