تبلیغات
خدایا با توام حواست کجاست؟ - 132
 
خدایا با توام حواست کجاست؟
درباره وبلاگ


من منم برای خودم همین کافیه اما برای شما که کافی نیست پس باید بدونید وارد زندگیه چه کسی شدید،چون از این به بعد این صفحه تنها یه صفحه عادی نیست،قراره بشه من و همه زندگی من،خاطراتم، عقایدم، و هر موضوع روزی که توجه منو جلب کنه
**********************************
نظر دهی توی وبلاگ من آزاده چون دوست دارم هر کسی هر نظری داره راحت بگه حتی اگر برخلاف من باشه که در اون صورت چنانچه دفاعی از خودم داشته باشم جواب میدم. وهمینطور هر حرفی نشون دهندۀ شخصیت و افکار یه آدمه هرچند توی دنیای مجازی باشه ولی بهتره طوری حرف زده بشه که در چهارچوب موازین اخلاقی باشه و حرمت ها حفظ بشه
*********************************
جواب نظرِ هر کسی همین جا داده میشه. پس بی زحمت دوباره یه سر بزنید
*********************************
گاهی مطالبی رو رمزدار منتشر می کنم که رمز اونها یا اسم وبلاگمه یعنی godforme یا چیز دیگه ای که اگه خودم بخوام براتون ارسال می کنم پس درخواست گرفتن رمز رو نکنید
*********************************

مدیر وبلاگ : حسابدار بیچاره
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فکر میکردم دیگه هیچوقت نتونم اینجا بیام یا چیزی بنویسم.. خیلی وقت بود قید همه چی رو زده بودم..حتی اینجارو که دل دوریشو نداشتم.دلم میخواست برای همیشه همه چی رو بذارم کنار.بشم یه آدمِ دیگه اما...
هیچوقت اونطور که ما می خوایم نمیشه.. حتی وقتی همه چی بابِ میل آدم پیش میره بازم نمیره!
گاهی باید خودتو ریسِت کنی؛ به خودت یه استراحت بدی بلکه آرامشت برگرده.. خسته شدم از بس دنبال چیزای خوب دویدم..
این بار اجازه میدم اونا دنبال من بدوند، دیگه حتی دوس ندارم نگاشون کنم از بس همیشه اذیتم کردن. و به این نتیجه رسیدم همه ی چیزای خوب بدن.چون همیشه سعی میکنن بهشون نرسی. زندگی خیلی عوض شده. همین طور من!
فردا اولین روز کاریمه یه جایِ جدید ولی اصلا دوست ندارم راجع بهش حرف بزنم. از درد مجبوری به هرچی که لازم باشه چنگ میندازی.
خیلی وقته میخوام بنویسم اما نه دلیلی دارم نه بهونه ای.میخواستم اگه دوباره قرار باشه بنویسم از چیزای خوب بنویسم ولی همه چی مثه رویاست.. رویا هم که هرگز به واقعیت تبدیل نمیشه.
تا حالا بی هدف پیش رفتی؟ مثلا شده بری بیرون ندونی کجا میخوای بری یا چیکار داری که میری بیرون؟ تا حالا شده هیچ نقشه ای برای آیندت تو سرت نباشه؟ تا حالا شده  همه چی برات بی رنگ باشه حتی دنیای قشنگ امروزی؟
حس میکنم چیزی بجز یه صفحه خالی جلوم نیست که حتی نمیدونم چی باید توش بنویسم!
الان چندین ماهه که خودمو گم کردم. و با وجود تلاشی که داشتم به هیچ جا نرسیدم.شدم یه آدمِ وقت گذرون و بی هدف!
از همه ی اتفاقاتی که تو این مدت آزارم دادن و نتونستم جلوی هیچ کدومشونو بگیرم گرفته تا تمومِ لحظه هایی که تو یه انتظارِ سخت گذشت؛ از همه و همه خستم. از اینکه ساعت ها رو تختم دراز کشیدم و فقط و فقط فکر کردم خسته شدم.
گاهی آدما به نقطه ای می رسن که نه سر یه پاره خط میشن نه مرکز یه دایره. افسوس میخورم به حالِ خوبم که هرگز نتونست خوب باشه. اما همچنان امیدوارم فقط به این جمله: "یه باخت برای یه عمر بُرد".حتی اگه واهی باشه دلخوشم به همین!
دوست دارم خودمو درگیر کنم اما سراغِ هرچی میرم کم میارم. این حس یه چیزیه شبیهِ افسردگیِ محض که من گرفتارش شدم.
دلم یه سفر میخواد.یه سفر دور و دراز.تنهای تنها... دلم یه آدم باوفا میخواد. مثه خدا که هیچوقت تنهات نزاره.هرچی بش بد کنی بازم باهات بمونه البته اون نمیتونه یه آدم باشه چون این آدما بدی که چه عرض کنم به خوبیاتم پشت پا میزنن!

پی نوشت1: خوبه این انتخابات تموم شد.. من که با یه رای ممتنع اونم بخاطر آینده ی کاری که همه ازش دم میزدند که مطمئناً هم فقط حرفه خودمو راحت کردم.. البته بماند که کاندیدای موردنظر من ردصلاحیت شد!
حالا نمیدونم چیکار دارن با فیس بوک!!خب لااقل میذاشتین بریم دوریال شعر بخونیم!عجب کاری داریما!!
پی نوشت2: یعنی به حدی که تو این چند ماه از دادگاه و اداره رفتن خسته شدم فکر نمیکنم فرهاد از کوه کندن خسته شده باشه!
پی نوشت3: چند وقتیه هوایی شدم برم اون طرف. یه کارایی هم کردم ولی صبر ایوب میخواد و گنج قارون. خوبه یه حامی دارم که با اینکه هیچوقت قدرشو ندونستم ولی هیچوقت تنهام نذاشت اونم وقتی بهش احتیاج داشتم..
پی نوشت4:
به قولی تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن.. و فکر میکنم تا از اینجا دور نشم هیچ معجزه ای اتفاق نمیفته...........هــــــــــــــــــــــمـــــــــــیـــــــــــــــــــــــــــــــــــن
+هزار ساله که رفتی،من هنوز پشت شیشم؛ موهاتو باد برده، عطرش جا مونده پیشم؛حالُ روزم خوب و خوش نیست، بی تو ناآرومم؛ به یادت که میفتم نگرانت میشم........
+بوسه ها از لبِ یارم به رقیبم دادی/داروی کشتنِ من یادِ طبیبم دادی/آری ای عشق تو بودی که فریبم دادی




نوع مطلب : روزمرگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 24 خرداد 1392
حسابدار بیچاره
دوشنبه 27 شهریور 1396 08:08 ق.ظ
Very good article! We are linking to this great content on our website.
Keep up the great writing.
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:26 ق.ظ
Hello there, I believe your blog could be having internet browser compatibility
problems. Whenever I look at your site in Safari, it
looks fine however, if opening in IE, it has some overlapping issues.
I just wanted to provide you with a quick heads up! Other than that, wonderful site!
سه شنبه 6 تیر 1396 11:16 ق.ظ
It's remarkable for me to have a site, which is helpful for my know-how.
thanks admin
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 04:52 ق.ظ
Hey just wanted to give you a quick heads up. The words in your content seem to be running off the screen in Internet explorer.

I'm not sure if this is a formatting issue or something to do with web browser compatibility
but I figured I'd post to let you know. The design look great though!
Hope you get the issue resolved soon. Cheers
شنبه 2 اردیبهشت 1396 04:28 ب.ظ
This is a topic which is close to my heart... Thank you!
Where are your contact details though?
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:21 ب.ظ
Hello my family member! I wish to say that this article is amazing, great written and include approximately all significant infos.
I would like to see more posts like this .
پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:49 ب.ظ
I used to be able to find good advice from
your content.
چهارشنبه 23 فروردین 1396 01:03 ق.ظ
I feel that is one of the most important information for me.
And i am happy studying your article. However want to remark on few general things, The site taste is wonderful, the articles is really excellent :
D. Just right process, cheers
دوشنبه 28 مرداد 1392 02:15 ب.ظ
chera dg neminevisi?!khoobi?!
حسابدار بیچاره azizam mamnunam...minevisam chashm
چهارشنبه 2 مرداد 1392 12:23 ب.ظ
گاهی باید خودتو ریسِت کنی
------------------------
انگشتتو فورو کن تو نافت ریست میشی
حسابدار بیچاره :v
خدا بگم چیکارت کنه
چهارشنبه 2 مرداد 1392 11:43 ق.ظ
یه بامرام خانومی تو یکی از پستاش یاد مارو کرده بود. چرا نمیمیری راحت شیم از دستت
حسابدار بیچاره عزیزم فکر نمیکردم بازم بنویسی
دورازجون اما ما که ول کن نیستیم
شنبه 22 تیر 1392 12:26 ق.ظ
مرسی تو خوب باشی ما هم خوبیم..
نمیدونم چرا نمیشه!
حسابدار بیچاره قربونت برم عزیزم.اکی
جمعه 14 تیر 1392 10:17 ق.ظ
سلام !!!
میخوای با روشای آلبرتی بهت تلقین کنم که همه چب بر وفق مراده
حسابدار بیچاره سلام چرا که نه شاید جواب بده
سه شنبه 28 خرداد 1392 09:38 ب.ظ
fek nakonam dg benevisam.nemidoonam.
kash hameye ina tamoom she.manam ehsas mikonam zendegim bi hadafe va az deraz keshidan roo takhtamo fek kardan khaste shodam!ino mifahmam!
حسابدار بیچاره تو چرا عزیزم؟
چی شده؟
امیدوارم هیچوقت غم به زندگیت راه پیدا نکنه که در اون صورت سخت میتونی ازش نجات پیدا کنی.مراقب خودت باش خانومِ گلم
سه شنبه 28 خرداد 1392 02:32 ب.ظ
نگرانت بودم...خوشحالم ک هستی
دل خوش..! دنبالش نباش اینروزا کیمیا شده..
حسابدار بیچاره عزیزم مرسییییی
تو خوبی؟
پس چرا نمیشه برای وبت نظر گذاشت؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر