تبلیغات
خدایا با توام حواست کجاست؟ - 127
 
خدایا با توام حواست کجاست؟
درباره وبلاگ


من منم برای خودم همین کافیه اما برای شما که کافی نیست پس باید بدونید وارد زندگیه چه کسی شدید،چون از این به بعد این صفحه تنها یه صفحه عادی نیست،قراره بشه من و همه زندگی من،خاطراتم، عقایدم، و هر موضوع روزی که توجه منو جلب کنه
**********************************
نظر دهی توی وبلاگ من آزاده چون دوست دارم هر کسی هر نظری داره راحت بگه حتی اگر برخلاف من باشه که در اون صورت چنانچه دفاعی از خودم داشته باشم جواب میدم. وهمینطور هر حرفی نشون دهندۀ شخصیت و افکار یه آدمه هرچند توی دنیای مجازی باشه ولی بهتره طوری حرف زده بشه که در چهارچوب موازین اخلاقی باشه و حرمت ها حفظ بشه
*********************************
جواب نظرِ هر کسی همین جا داده میشه. پس بی زحمت دوباره یه سر بزنید
*********************************
گاهی مطالبی رو رمزدار منتشر می کنم که رمز اونها یا اسم وبلاگمه یعنی godforme یا چیز دیگه ای که اگه خودم بخوام براتون ارسال می کنم پس درخواست گرفتن رمز رو نکنید
*********************************

مدیر وبلاگ : حسابدار بیچاره
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تازه دارم میفهمم میتونم بیشتر از اینا روی خودم حساب کنم؛ میتونم به خودم تکیه کنم و تنهایی برم جلو
تو اوجِ نیازی که به یه همدل داشتم تا بتونم خودمُ خالی کنم تنهام گذاشتن بدونِ هیچ همراهی..
انگاری همه چی عادی شده.. این یعنی نهایتِ بی خیالی.. یعنی خدا به سر شاهده اگه بتونم رو این مود بمونم دیگه هیچ غمی ندارم..
این روزا وقتی خیلی دلتنگ میشم فقط تار میزنم.. دارم تنهاییامو باهاش پُر میکنم.. میخوام رفاقتی رو که ماهها تو کُما بودُ زنده کنم..
خطاب به خودم: راستی میدونستی تو خیلی وقت بود با همه چی قهر بودی؟! میدونستی تازه داری علاقه های قبلِتُ پیدا میکنی!
آره من دارم میفهمم زندگی یعنی چی؟! و با اینکه داره سخت شروع میشه.. با دربه دری و شکایت و در گیری و تو خیابون پرسه زدن واسه کارپیدا کردن و این حرفا شروع میشه اما راضیم به رضای خدا..
من شاید یه بخشی از زندیگمو از دست دادم؛ شاید یه تیکه از وجودمو باختم اما خوشحالم؛ خوشحالم چون هنوز اون بالا سری رو دارم و میدونم هیچوقت تنهام نمیذاره..

برای بعضی از دردها نه میتوان گریه کرد...
نه میتوان فریاد زد...
برای بعضی از دردها
فقط میتوان نگاه کرد و بی صدا شکست...!

+فقط خدا میدونه که این ترک چقدر دردناکه! اما من طاقت میارم.. میدونم!


پی نوشت: دلم عجیب هوای ریچی رو کرده.. خدا بگم چیکارش کنه که بی هوا رفت.. حالا اگه بود کلی میخندیدم





نوع مطلب : روزمرگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 16 بهمن 1391
حسابدار بیچاره