تبلیغات
خدایا با توام حواست کجاست؟ - 123
 
خدایا با توام حواست کجاست؟
درباره وبلاگ


من منم برای خودم همین کافیه اما برای شما که کافی نیست پس باید بدونید وارد زندگیه چه کسی شدید،چون از این به بعد این صفحه تنها یه صفحه عادی نیست،قراره بشه من و همه زندگی من،خاطراتم، عقایدم، و هر موضوع روزی که توجه منو جلب کنه
**********************************
نظر دهی توی وبلاگ من آزاده چون دوست دارم هر کسی هر نظری داره راحت بگه حتی اگر برخلاف من باشه که در اون صورت چنانچه دفاعی از خودم داشته باشم جواب میدم. وهمینطور هر حرفی نشون دهندۀ شخصیت و افکار یه آدمه هرچند توی دنیای مجازی باشه ولی بهتره طوری حرف زده بشه که در چهارچوب موازین اخلاقی باشه و حرمت ها حفظ بشه
*********************************
جواب نظرِ هر کسی همین جا داده میشه. پس بی زحمت دوباره یه سر بزنید
*********************************
گاهی مطالبی رو رمزدار منتشر می کنم که رمز اونها یا اسم وبلاگمه یعنی godforme یا چیز دیگه ای که اگه خودم بخوام براتون ارسال می کنم پس درخواست گرفتن رمز رو نکنید
*********************************

مدیر وبلاگ : حسابدار بیچاره
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
نمیدونم چه حکمتی بود این دو روزه که من میخواستم دو کلمه حرف بزنم این میهن بلاگ قاط زده بود! شانسه دیگه.. تو دنیای مجازی هم آدم نمیتونه دو کلمه با خودش حرف بزنه!!!
تازگیا به این نتیجه رسیدم که زندگی مثه یه بوکسورِ خیلی قوی میمونه که راه به راه یه بُکس میخوابونه تو صورتت و تا میای به خودت بجنبی مشت بعدی میاد طرفت! شاید مثالِ احمقانه ای باشه.. اما من اینو میبینم و احساس میکنم جای مشتاش هیچ وقت خوب نمیشه.. میخوام بی برو برگرد حرفایی رو بزنم که مدتهاست خوره ی روحم شده و همیشه باهاشون کنار اومدم!
من چندتا اعتراف به همه ی دنیا بدهکارم... همیـــــن!
+ برخلاف همیشه که فکر میکردم بزرگ شدم به تازگی پی بردم که چقدر خام و بچه ام!
+ دنیا همش جبره.. یه جبرِ مطلق! ما هم نقطه تسلیمیم!!
+ فهمیدم عشق بزرگترین دروغیه که آدم میتونه به خودش بگه و خودشو بازی بده... و من همیشه به خودم دروغ گفتم.. متاسفم!
+ فهمیدم تو این دنیا باید صورتت رو با سیلی سرخ نگه داری و دم نزنی؛ الحق که ما این کارو خوب بلدیم...
+ بالاخره علاجِ دردامو پیدا کردم.... سکوت تنها مرهمِ من خواهد بود!
+ فهمیدم باید از هر چیزی که متعلق به خودته بگذری تا بنده ی صالحی باشی! من از خیلی چیزا گذشتم.. اما صالح نشدم.چرا؟
+ زندگیمو با دروغ سرشته بودم.. و همیشه از اینکه دروغگوی پیروزی بودم به خودم می بالیدم.. و بابت اینم متاسفم!
+ اما مهمترین اعترافم اینه: من از خودم شرم دارم! بابت چیزی که خواهم نوشت...



همیشه به خودم میگفتم قوی باش! یه جمله ی مسخره تو شرایط سخت غمُ از یادت میبره...
شاید روزها پای اینترنت، روی کتاب، تو خیابون یا هر جا و به هر طریقی بگذره اما نکتش همینه که میگذره! گذشتن یعنی به آخر رسیدن نه تموم شدن!
به گذشته ها که فکر میکنم امروزمم از اینی که هست سخت تر میشه..به آینده هم که نمیشه فکر کرد! کجاست امیدی که بخواد دل خوشم کنه؟!

+ هرچقدر بد شدی حرف رفتن نزدم! تو همش راهتو رفتی من همش راه اومدم!
هرکاری کردم به چشت اصلا نیومد.. ببخش عزیزم که همین ازم بر اومد..

+ چرا رک و راست حرفِ دلتو نمیزنی آخه؟! خُوب بگو که چقدر پست بودی! بگو که چقدر نامرد بودی! تو که هر غلطی خواستی کردی دیگه چرا خجالت میکشی؟؟؟!!!
+ آره وجدانِ من؛ من پستُ نامرد بودم چون به مردی دل بستم که متعلق به یه زنِ دیگه بود بعدم اسمشو گذاشتم عشق که هوس بازیمو ماست مالی کرده باشم.. تو راست میگی من حقیر ترین آدمِ دنیام وقتی نفهمیدم هرچیزی یه مرز داره.. من واردِ خط قرمز شدم و اونجا رو تصاحب کردم.. و فکر میکردم که حق با منه! به هر دری زدم که پا بذارم تو یه زندگیه دیگه.. آخه منم آدمم؟!! اگه کسی این کارو با من میکرد، نه خداییش چیکار میکردم؟!! خدا وکیلی اگه یه دختر پا میذاشت تو زندگیتو عاشقِ شوهرت میشد چیکار میکردی؟!
+ آره ساناز خانوم تو پا گذاشتی تو زندگی ای که حتی حق نداشتی بش فکر کنی!
+ حالا مهم نیست چی شد که شروع شد یا مقصرش کی بود! هیچی مهم نیست.. مهم اینه که تو گناهکاری و باید تاوانِ گناهتو پس بدی.. حتی اگه تا آخرِ عمرت زار بزنی هم حق نداری گله کنی که چراااااااا؟

پی نوشت:
من قصدِ تنبیهِ خودمو دارم.. میخوام یاد بگیرم که میشه تنها زندگی کرد بدون هیچ عشق و علاقه ای.. و در تمامِ این مدت هر اتفاقی هم که بیفته ابایی ندارم.. چون به این یه جمله اعتقاد دارم: خدا بزرگه.. و همین برام کافیه!







نوع مطلب : روزمرگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 11 بهمن 1391
حسابدار بیچاره
چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:20 ق.ظ
Wonderful, what a website it is! This webpage provides helpful information to us, keep it up.
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 05:30 ب.ظ
Thank you, I've recently been looking for information about this subject for ages and yours is the best I've discovered
till now. But, what in regards to the bottom line?
Are you sure about the supply?
شنبه 2 اردیبهشت 1396 10:12 ب.ظ
Hi everyone, it's my first visit at this web site, and piece of
writing is truly fruitful for me, keep up posting such articles.
شنبه 12 فروردین 1396 01:20 ق.ظ
I pay a quick visit everyday some sites and websites to read articles, however this web site offers quality based content.
شنبه 28 بهمن 1391 05:05 ب.ظ
sakht nagir..hame eshtebah mikonan!taze kasi az amd ashegh nemishe kariam k to kardi esmesh havasbazi nist!b andazeye kafi khodeto tanbih kardi!fek konam dg baset bashe!taze to gonahi nadari k bekhay tanbih beshi!sanaz!aroom bash!hamishe afrade behtari hastan k ma nemibinimeshoon...ye negah b doro baret bendaz!ghose nakhor!bashe?
حسابدار بیچاره ممنونم نوشین عزیزم
سعی میکنم سختی ها رو نادیده بگیرم.. و امیدوارم بتونم چشمای کورمو باز کنم و بقیه ی این دنیا رو هم ببینم!عزیزم مرسی که هوامو داری.چشم امید به خدا دیگه غصه هم نمیخورم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر