تبلیغات
خدایا با توام حواست کجاست؟ - 121
 
خدایا با توام حواست کجاست؟
درباره وبلاگ


من منم برای خودم همین کافیه اما برای شما که کافی نیست پس باید بدونید وارد زندگیه چه کسی شدید،چون از این به بعد این صفحه تنها یه صفحه عادی نیست،قراره بشه من و همه زندگی من،خاطراتم، عقایدم، و هر موضوع روزی که توجه منو جلب کنه
**********************************
نظر دهی توی وبلاگ من آزاده چون دوست دارم هر کسی هر نظری داره راحت بگه حتی اگر برخلاف من باشه که در اون صورت چنانچه دفاعی از خودم داشته باشم جواب میدم. وهمینطور هر حرفی نشون دهندۀ شخصیت و افکار یه آدمه هرچند توی دنیای مجازی باشه ولی بهتره طوری حرف زده بشه که در چهارچوب موازین اخلاقی باشه و حرمت ها حفظ بشه
*********************************
جواب نظرِ هر کسی همین جا داده میشه. پس بی زحمت دوباره یه سر بزنید
*********************************
گاهی مطالبی رو رمزدار منتشر می کنم که رمز اونها یا اسم وبلاگمه یعنی godforme یا چیز دیگه ای که اگه خودم بخوام براتون ارسال می کنم پس درخواست گرفتن رمز رو نکنید
*********************************

مدیر وبلاگ : حسابدار بیچاره
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
میشه به همه چیز با یه دیدِ مثبت نگاه کرد آیا؟
اینم فانتزی بود انگاری...
گاهی اوقات به بهترین شکلِ ممکن بدترین کارِ ممکن رو میکنی بعد با خودت میگی به نظرِ خودم که زیاد بد نشد و وقتی متوجه میشی که چه گندی زدی که مطمئنا خیلی دیر شده... مثه عبورِ ما از طوفانِ مهیبِ امتحانات که یکم رو به افتضاح رفت... البته نه به معنی افتادن و مشروطی.. فقط در حدِ تنزل یه نمره ی ناقابل از معدل البته اون هم به لطفِ مدیرگروهِ خوبمون که نمیدونم چرا از اولِ این ترم رفت رو خطِ ما که چرا اومدی این رشته یا اصلا تو چرا شاغلی؟! و به همین خاطر اولین نمره 16 رو در طول عمرمون تقبل کردن به بنده.. که خدا از ایشون و بنده نخواهد گذشت به یقین.. ایشون چون دلِ ما رو خورد کردن و مایه ی ننگی شدیم و ما چون بیخودی از رو غرور و بچگی واسادیم تو روشون و گفتیم: منم اگه کلید سوالاتونو داشتم صد البته 20 میشدم و تنها اتفاقی که افتاد چهره ی برافروخته ی ایشون بود که میخواست نشون نده که چقدر تنبل تشریف دارن که حتی حاضر نمیشن هر ترم یه سری سوالِ جدید طرح کنن!!!و در نهایت عذرمون رو خواستن و اعتراضمون بی نتیجه موند .. به همین سادگی!!!
و مابقی رو هم که نگوووووووو. از بس تنبلی نمودیم و به آخرین لحظه ها موکول کردیم نتیجه ای نداشت جز عدم موفقیتِ عالی!
حقیقتاً این ترم نمیدونم چرا ولی به اندازه ی 20 سال درس خوندن خسته شدم.شاید بخاطر طولانی بودن این ترم بود.شاید.. و هر دلیلِ دیگه ای بود باعث شد دو روزی من مثه جنازه ها فقط بخوابم!




نوع مطلب : روزمرگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 4 بهمن 1391
حسابدار بیچاره
یکشنبه 26 شهریور 1396 07:48 ق.ظ
Nice post. I learn something totally new and challenging on websites I stumbleupon everyday.
It will always be exciting to read articles from other writers and use a little something from their websites.
چهارشنبه 18 مرداد 1396 12:55 ب.ظ
I was suggested this blog by my cousin. I am no longer positive whether
this post is written by way of him as no one else realize such distinct approximately
my difficulty. You're amazing! Thanks!
چهارشنبه 30 فروردین 1396 03:36 ق.ظ
It's going to be ending of mine day, but before ending I am reading this enormous article to improve my experience.
شنبه 7 بهمن 1391 10:39 ب.ظ
avalin nomreye 16????????!
khoda bekheyr begzaroone!pa ba in hesab man bayad beram bezanam too saram!!!in term faghat 3ta nomreye kamel dashtam!baghye eftezaaaaaaaaaah.moadelam ham kheeeeyli bad mishetaze behet 16 dade narahat shodiiiii?!
ey khodaaaaaaaaaaa!
dg hamin dg!!!!!
حسابدار بیچاره naguuuuuuu azizam!nomreye zire 16 k bad nist monteha mn kheili hasas hastam!
hamunesham khube pas mituni behtaram bashi..
taze nemiduni chi shod!emruz raftam didam nomramo karde 17,koli zogh kardam ama hamchenan azash delgiram!!!!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر