تبلیغات
خدایا با توام حواست کجاست؟ - 118
 
خدایا با توام حواست کجاست؟
درباره وبلاگ


من منم برای خودم همین کافیه اما برای شما که کافی نیست پس باید بدونید وارد زندگیه چه کسی شدید،چون از این به بعد این صفحه تنها یه صفحه عادی نیست،قراره بشه من و همه زندگی من،خاطراتم، عقایدم، و هر موضوع روزی که توجه منو جلب کنه
**********************************
نظر دهی توی وبلاگ من آزاده چون دوست دارم هر کسی هر نظری داره راحت بگه حتی اگر برخلاف من باشه که در اون صورت چنانچه دفاعی از خودم داشته باشم جواب میدم. وهمینطور هر حرفی نشون دهندۀ شخصیت و افکار یه آدمه هرچند توی دنیای مجازی باشه ولی بهتره طوری حرف زده بشه که در چهارچوب موازین اخلاقی باشه و حرمت ها حفظ بشه
*********************************
جواب نظرِ هر کسی همین جا داده میشه. پس بی زحمت دوباره یه سر بزنید
*********************************
گاهی مطالبی رو رمزدار منتشر می کنم که رمز اونها یا اسم وبلاگمه یعنی godforme یا چیز دیگه ای که اگه خودم بخوام براتون ارسال می کنم پس درخواست گرفتن رمز رو نکنید
*********************************

مدیر وبلاگ : حسابدار بیچاره
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
طبق معمول یه حرفی زدمو زدم زیرش!!! ببیــــــن من میخوام ولی نمیشه که سر قولم بایستم! چراشم که عارض شدم خدمتتون..
یکی نیست به من بگه تو که نمیتونی به قولت عمل کنی چرا حرف میزنی هِی؟؟؟
حالا بگذریم..
خیلی بده زندگی به یه سمت بره و اصلا هم نخواد که از اون مسیر بکشه کنار.. احساس می کنم زندگیم رو به بیراهس.. حس که نه باور دارم.
اون موقع که میگفتن دنیا میخواد تموم بشه من یکی با اینکه طبق اعتقاداتمون باور نداشتم اما اگه تموم میشد خوشحالم میشدم. که در نهایت هم اتفاقی نیفتاد. (حالا اگه تموم شده بود که این حرفا رو نمی زدم
)
گرچه بالاخره و یه جایی حتما تموم میشه و وای به حالم اگه اون موقع هم زندگیم تو همین روال باشه.. که فکر کنم با اون حساب خیلی به خدا بدهکارم. راستی اصلا چرا بدهکار؟ چرا خدا حساب کتاب گذاشته واسمون؟! اما اگه نبود حتما بی برو برگرد یه چیزی میشدیم که نگووووووووووووووووو... راست میگفت: خدایا ما رو به خودمون واگذار نکن. آمیـــن.. احساس میکنم این روزا بی خیالم شدی.. اما من اینو نمیخوام.. میخوام که باشی. حتی اگه سخت بگیری!!!!
4شنبه که با شیوا رفتیم آزمایشگاه تا آزمایش بارداری بده باورم نمیشد اینقدر این موضوع نگرانم کنه اونم تا این حد!!! فکر میکنم خیلی زود باشه و اصلا دلم نمیخواد شیوا تو این سن گرفتار یه بچه بشه و از همه چی عقب بیفته.. البته با اینکه عاشق بچه هام و کی عزیزتر از بچه ی شیوا ولی خوب دوست داشتم لااقل دانشگاشو می رفت بعد....
به طورِ قطع وجود یه بچه شروعِ خوبی براش میشه.. شروعی واسه تموم کردن یه ماجرا .اونم ماجرایی که با محسن داشت..
فکر میکنم این بچه بتونه جای هر عشقی رو برای شیوا بگیره.. و از این لحاظ وجود یه جنین رو نقطه عطف میدونم ولی...

راستی اگه من جای شیوا بودم چیکار میکردم؟! شاید.. یا شاید...
معلوم نیست چی میشد ولی اینو میدونم که هر کی جای خودشه.. و امیدوارم فردا که شیوا بهم زنگ میزنه خبری رو بهم بده که خدا خواسته و عاقبت همه چیز بخیر بشه..


اما من...

حالِ من خوب است اما تو باور نکن!!
خیلی غیر منتظره یه دیدار ناگهانی اونقدر سرحالت میکنه که خودتم باور نمیکنی... مثه اون روز که حمید میخواست بره تهران و به همین خاطر اومد که قبل از رفتنش همدیگرو ببینیم... و یه روز بعدش به سادگی همه چیز به هم میریزه!
راست میگن سیب نمادِ عشقه؟ راسته که هر کی به کسی یه سیب بده یعنی عاشقشه؟ فکر میکنم دروغِ محض باشه!
چون خدا آدمو بخاطر سیب از بهشت بیرون کرد!(البته اگه صحت داشته باشه)
بعضی وقتا که میشینم فکر میکنم تهِ دلم میخواست یه چیزی بودم جز این! دلم میخواست دغدغم چیزی جز این بود... مثه درس.. کتاب.. و اگه بخوام تو یه کلمه بگم علم بود تا عشق... دوست داشتم صبح تا شب کار میکردم و تلاش میکردم حتی بی هدف و بی کَس! البته بی کَس نه به معنی نبودن مادرم! کاش من هرکیو نداشتم اما مادرم همیشه و همه جا مالِ خودم بود.. اون وقت زندگی معنی داشت خصوصا برای من.. مرسی مامان جونم که که بهترینِ منی...
و کاش همسری جز پدرمو داشتی که مثه اکثرِ مردا تو رو میدید بیشتر از هر کسی... ببخش که ازش دلخورم.. میدونم تو دوست نداری من از پدرم دلخور باشم! میدونم که ته قلبت نمیخوای اون گناهکار باشه اما هست... شاید به همین خاطره که همیشه از ما دوره! راستی بابای من خیلی دوسِت دارم اما میدونی چقدر به ما بدهکاری؟ میدونی چقدر دلمونو شکستی؟ من بابتِ تمامِ اینا ازت دلخورم... ولی حتما تورو میبخشم... همین..

پی نوشت میانی: بسیار و بسیار ازش دلگیرم! دستِ خودم نبود.میخواستم خالی بشم همین! شاید اگه سایه ی تو همیشه بالای سرم بود هیچ وقت به بودن یه مرد که گرمیِ وجود تورو هیچ وقت به من نمیده احتیاج پیدا نمی کردم!

این بگو مگوهای ما تمام شدنی نیست...
و همه چی به جایی ختم شد که اصلا نمیخواستم این طور بشه ولی..
انگار من تمامِ عصبانیتامو دارم رو سرِ یه نفر خالی میکنم.. و اون کسی نیست جز خودش..
نمیدونم چرا و چطوری ولی فکر میکردم خیلی به من مربوطه که اون انصراف نده اما خوُب اشتباه می کردم و واسه همین از این لحظه به بعد به هیچ وجه حاضر نیستم خودمو واردِ موضوعاتی بکنم که به این حیطه مربوطن!
و بابت این تصمیم که خودت بناشو گذاشتی ببخش چون راهی دیگه باقی نمونده!


پی نوشت: همین که مینویسمُ به واژه میکشم تورو... دوباره بارِِ غم میشینه روی شونه های مَـــــــن.....
همیشه کم میارمت....
و برای بارِ هزارم میگم تو خیلی خودخواهی و کاش اون همه خوبی نداشتی و این یه بدی رو هم نداشتی.. کاش..

پی نوشت بی ربط: میدونستی منم مثه همه ی دخترا عاشقِ لباس عروسم؟! اما چون فقط مالِ یه شبه و بعدش تبدیل به لباس عزا میشه ازش میترسم!! و تو بخاطرِ اینم خیلی خودخواهی....





نوع مطلب : روزمرگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
جمعه 8 دی 1391
حسابدار بیچاره
چهارشنبه 22 شهریور 1396 01:36 ب.ظ
Thank you for the good writeup. It in fact was a amusement account it.
Look advanced to more added agreeable from you! By the way,
how could we communicate?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 07:07 ق.ظ
If some one wishes to be updated with hottest technologies therefore
he must be pay a visit this web site and be up to date all the time.
دوشنبه 30 مرداد 1396 04:27 ب.ظ
Incredible quest there. What occurred after? Thanks!
چهارشنبه 18 مرداد 1396 03:14 ب.ظ
I've been surfing online more than 3 hours today,
yet I never found any interesting article like yours. It's pretty worth
enough for me. In my view, if all webmasters and bloggers
made good content as you did, the internet will
be much more useful than ever before.
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 03:39 ب.ظ
magnificent submit, very informative. I ponder why the
other experts of this sector don't realize this.
You should proceed your writing. I'm sure, you've
a huge readers' base already!
جمعه 25 فروردین 1396 02:34 ق.ظ
Hello it's me, I am also visiting this website on a regular basis, this
web page is genuinely nice and the people are in fact sharing nice thoughts.
پنجشنبه 5 بهمن 1391 07:11 ب.ظ
manam bad nistam...zendegio migzaroonam!!!
حسابدار بیچاره khoda ro shokr
یکشنبه 1 بهمن 1391 07:53 ب.ظ
halet khoobe?!ye modate nisti!
حسابدار بیچاره مرسی عزیزم
شکر بد نیستم.. تو خوبی خانومی؟
شنبه 9 دی 1391 01:38 ب.ظ
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد / نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالم از ناله ی عشاق مبادا خالی / که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد ..
حسابدار بیچاره مرسی عزیزم
شنبه 9 دی 1391 10:20 ق.ظ
manam az babayim delgiram vali b ghole to nabayad basham
b nazare man kare kheeeeeeeeyli khoobie k adam asabaniatesho faghat sare ye nafar khali kone!!!!
حسابدار بیچاره ای .....
انگار همه ی باباها یه چیزیشون میشه!!!
البته اگه اون یه نفر بی زبون باشه خوبه وگرنه که عاقبت کار میشه مثه من و قهری که رخ داد!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر