تبلیغات
خدایا با توام حواست کجاست؟ - 103
 
خدایا با توام حواست کجاست؟
درباره وبلاگ


من منم برای خودم همین کافیه اما برای شما که کافی نیست پس باید بدونید وارد زندگیه چه کسی شدید،چون از این به بعد این صفحه تنها یه صفحه عادی نیست،قراره بشه من و همه زندگی من،خاطراتم، عقایدم، و هر موضوع روزی که توجه منو جلب کنه
**********************************
نظر دهی توی وبلاگ من آزاده چون دوست دارم هر کسی هر نظری داره راحت بگه حتی اگر برخلاف من باشه که در اون صورت چنانچه دفاعی از خودم داشته باشم جواب میدم. وهمینطور هر حرفی نشون دهندۀ شخصیت و افکار یه آدمه هرچند توی دنیای مجازی باشه ولی بهتره طوری حرف زده بشه که در چهارچوب موازین اخلاقی باشه و حرمت ها حفظ بشه
*********************************
جواب نظرِ هر کسی همین جا داده میشه. پس بی زحمت دوباره یه سر بزنید
*********************************
گاهی مطالبی رو رمزدار منتشر می کنم که رمز اونها یا اسم وبلاگمه یعنی godforme یا چیز دیگه ای که اگه خودم بخوام براتون ارسال می کنم پس درخواست گرفتن رمز رو نکنید
*********************************

مدیر وبلاگ : حسابدار بیچاره
مطالب اخیر
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یه جمله ی قشنگ: وقتی بیش از حد وارد یه رابطه میشی بدون خرِ درونت کار خودش کرده!!!!
خدا بگم چیکار کنه این حاج آقا فیس بوکیانو!
آخ که من چقدر دوس دارم وقتایی رو که حالِ هیچیو ندارم ولی یهو میزنه به سرم که بیامو ولو دو خط؛ بنویسم اونم اینجا... جایی که تقریبا میشه گفت تنها جاییه که راحتم...
این چند وقته داشتم فکر میکردم که این وبو حذف کنمو بی خیال بشم از نوشتن اما نشد، نتونستم! آخه چطور آدم میتونه تنها محرمِ رازشو از زندگیش حذف کنه! اونوقت بره رو درو دیوار حرفاشو بنویسه که همه بفهمن چی تو دلشه؟!
راستی چرا من تا این حد حساسم! روی همه چیز! چرا همیشه سعی میکنم چیزایی رو پنهان کنم که ممکنه واسه هرکسی پیش بیاد؟! شاید چیزی مثه غرور جلوی حرف زدنمو بگیره.. اما بعضی وقتا همین غروره بجا میتونه آدمو نجات بده اونم از شرِ آدمای سوء استفاده چی! حرفام بی ربط نیست... من و من میدونیم که چه خبره.. میدونیم که همیشه یه چیزی هست که هارمونیتو بهم بریزه و اعصابتو خط خطی کنه.. میدونیم البته به تازگی دریافتیم که نباید هرکسیو وارد زندگیمون بکنیم! گرچه همه چیز برای محک یک دوست لازمه که بعضی از دوستان لطف می فرمایند پیشاپیش گند میزنن به باوری که ازشون ساخته بودی همچون اعتماد، رفاقت، صداقت که تو تا سرحدِ جون براشون ارزش قائل بودی ولی ای دلِ غافل که فقط تو بودی و خودت که این واژه ها رو محترم میدونستی و دیگری هیچ!
خیلی وقته که میخوام چیزایی رو بنویسم که شاید مربوط به من نیست ولی ممکنه یه روزی به درد بخوره مثه اتفاقاتی که تو ازدواج مینا و دوستی شیوا افتاد... یا خیلی چیزای دیگه ای که هنوز هیچ سرخطی ازشون نگفتم.. چیزایی که قراره آرشیو بشن تا یه روز که لازم شد از بایگانی خارج بشن!
فقط به تازگی یه احساس جدید بهم اضافه شده و اونم تاسفِ!!!!!!!!!!!!!!!!!!
متاسفم بابت اعتمادی که جریحه دار شد اونم تو رابطه ای که دیگه اسمشو دوستی نمیذارم... حالا که برمیگردم و فکر میکنم میبینم شیوا راست میگفت که زود بهش اعتماد کردی و زیادی واردِ زندگیت کردیش!!!!
یادمه مادرم میگفت: یه رابطه اگه نادرست باشه به خودی خود از هم می پاشه و هیچکس حقِ دخالت نداره و نباید تو بازی زندگی و تقویمِ معین شدش دست ببره که در اون صورت فقط یه گناهو به نامِ خودش میکنه!!!
مینا جان دوستِ من!!! کاش یکم فکر کرده بودی اونم قبل از اینکه دست به انجامِ هر کاری بزنی!
اون موقع که من تو قرنطینه ی جدایی بسر میبُردم؛ یه روز که مینا خونمون بود حمید بهش زنگ زد که مثلا حالِ منو بپرسه و مطمئن بشه که حالم خوبه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! که تو صحبتاش با مینا متوجه شدم یه جای کار میلنگه اما به روی مبارکِ خودم نیاوُردم ترجیح دادم بزنم به درِ خوش بینی!
مینا کاش برام دایه ی مهربون تر از مادر نشده بودی... اونم محبته خاله خرسه!!!
کاش بدونِ مشورت با خودم بهم خیانت نمیکردی! اونجوری تحملش واسم راحت تر بود...
اصلا کاش همون موقع فهمیده بودم که تو چه کردی با منو زندگیه من! آخه دختر تو دلت واسه قلبِ من که هرروز پژمرده تر میشد هم نسوخت؟!
یه لحظه خودتو بذار جای من! اگه من میرفتمو به خاطر کمک به زندگیت کاری میکردم که رابطت با کسی که به قولِ خودت براش میمیری!!! (که گرچه از نظرِ من ارزشِ هیچیو نداره) بهم بخوره چیکار میکردی!!! همونطور که گفتم بی ارزشیِ اون نظرِ من بود و نظرِ من فقط مربوط به خودمه پس حق ندارم و نداشتم تو زندگیت دخالت کنم!!!!!
من نمیخوام بگم کاری که با من کردی تو زندگیه خودت تاثیر گذاشته ولی دیدی که چه طعمی داره که یکی دیگه جای تو حرف بزنه و همه چیزتو به باد بده یعنی چی!
عزیزم دیدی آخرش حرفای من واقعیت پیدا کرد و تو فقط خودتو گول میزدی! اگر پای عشق وسط بود تو هرگز به خودت اجازه نمیدادی حتی در فراقش حتی توی ذهنت به کسی فکر کنی چه برسه که رابطه ی جدیدی رو شروع کنی که مثلا فراموشش کنی!!!!!!!!!!!!!
هیچ کاری از دستم برنمیاد که برات انجام بدم با اینکه تو خیلی کمکم کردی! البته تا اون وقتی که نقش پشتِ پردتو ندیده بودم سعیِ خودمو کردم اما راسیاتش این چندوقتی که حتی رغبت نمیکنم یه مسیج خالی بهت بدم و سعی میکنم جای توضیح خواستن ازت فاصله بگیرم حتی دلم نمیخواد دیگه خودمو واردِ موضوعی کنم که اسمی از تو درِش باشه، چه برسه به کمک کردن و یا مثه تو دخالت بیجا بکنم!!
راستی میدونستی من همیشه تو بدترین شرایطم که باشم میتونم آدما رو بذارم کنار؟! میدونستی من میتونم بگذرم به سادگی حتی به دروغ؟! تو همه ی اینارو میدونی اما بازم خودتو بازی میدی! کاش میتونستم همه ی حرفامو بهت بزنم اما....
آره من حمیدو بخشیدم اما فقط تو کلمات نه در واقعیت... ممکنه یه روزم تو رو ببخشم ولی باورم نمیشه بتونم چیزی رو دوباره بسازم، مثه بتی که از رفاقت چند ماهه با تو بنا کرده بودم که حالا میفهمم خیلی وقته ویرون شده ولی من چشمام کوره!
عزیزم کاش میدونستی هیچ پسری برای خودت ارزشی قائل نمیشه حتی عاشق ترینشون!!! و مهمترینِ تو تنه توئه!!!
کاش میدونستی میشه از خانواده جدا شد اما مثه یه مرد زندگی کرد نه یه دخترِ هرزه(حتی در نقشش)!!!!!!
کاش برمیگشتی.. به زندگی... این بار بدونِ علی اما با عشقی که میتونه زنده نگهت داره!




نوع مطلب : روزمرگی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
چهارشنبه 3 آبان 1391
حسابدار بیچاره
سه شنبه 28 شهریور 1396 04:36 ق.ظ
I couldn't refrain from commenting. Well written!
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:03 ب.ظ
Excellent weblog right here! Also your website
rather a lot up fast! What web host are you using?
Can I am getting your affiliate link on your host?

I desire my site loaded up as fast as yours lol
چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:35 ق.ظ
Hello it's me, I am also visiting this web
page regularly, this website is in fact good and the viewers are in fact sharing nice thoughts.
پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396 08:38 ب.ظ
Excellent weblog right here! Also your website a lot
up fast! What host are you using? Can I get your associate hyperlink for your host?

I want my site loaded up as fast as yours lol
پنجشنبه 31 فروردین 1396 02:05 ب.ظ
Hi there, just wanted to mention, I enjoyed this post. It was practical.

Keep on posting!
سه شنبه 29 فروردین 1396 09:19 ق.ظ
Definitely believe that which you said. Your favorite
reason seemed to be on the web the easiest
thing to be aware of. I say to you, I definitely
get annoyed while people consider worries that they plainly do not know about.
You managed to hit the nail upon the top as well as defined out
the whole thing without having side effect , people can take a signal.
Will likely be back to get more. Thanks
جمعه 11 فروردین 1396 04:17 ق.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd without a doubt donate to this excellent blog!

I guess for now i'll settle for book-marking
and adding your RSS feed to my Google account. I look forward to new updates and will talk about this blog with
my Facebook group. Chat soon!
پنجشنبه 4 آبان 1391 11:38 ب.ظ
عشق یه چیزی مثه کشک ودوغه..!
اینروزا بیشتر مردم میخوان خودشون را سرگرم کنن..اسمشو میذارن عشق..
حسابدار بیچاره دقیقا!
پنجشنبه 4 آبان 1391 11:07 ق.ظ
سلام
از بات اینکه این روزها زیاد نیستم عذر می خوام.
من که نفهمیدم. بالاخره مینا چکار کرده بود و چه حرفی را پنهان کرده بود؟ میشه کمی روشنتر بنویسی؟ البته اگر به ما ربطی ندارد که هیچ.
حسابدار بیچاره سلام
خواهش مبکنم. اختیار دارین
نه حتما مینویسم منتهی این چند روز خونه سیستم ندارم. حتما تو اولین فرصت می نویسم
پنجشنبه 4 آبان 1391 12:28 ق.ظ
حسابدار بیچاره !!!
چی متعجبت کرده عزیزم؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر